الشيخ محمد آصف المحسني
308
رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)
خورشيد سوزان و ستارگان و زمين آكنده از زندگى ، گواه صادق است بر اينكه آغاز جهان در زمان اتفاق افتاده و لحظه خاصى از زمان آغاز پيدايش آن بوده و بنابراين بايد مخلوق باشد . يك علت بزرگ نخستين ، يك خالق ابدى بر همه چيز دانا و توانا ، ناچار بايد باشد كه جهان را ساخته باشد . « ادوارد لوتر كيسل » جانور شناس و حشره شناس و رئيس اداره زيست شناسى مى گويد : « عدهاى اظهار نظر مىكنند كه در نظر آنها اعتقاد به ازلى بودن جهان آسانتر از اعتقاد به خلقت آن توسط خداوند است ، بطلان اين نظريه را قانون دوم ترمو ديناميك يعنى قانون حركت و حرارت - كه قانون آنتروپى ناميده مىشود - ثابت مىكند . طبق قانون آنتروپى همواره حرارت از اجسام گرم به طرف اجسام سرد جارى مىشود ، و اين جريان نمىتواند خود به خود به طور معكوس انجام بگيرد ، . . . اگر جهان ازلى بود از مدتها پيش حرارت تمام اجسام باهم مساوى مىشد و نيروى قابل استفاده باقى نمى ماند ، در نتيجه هيچ فعل و انفعال شيميايى انجام نمى گرفت و حيات در روى زمين غير ممكن مىشد ، . . . پس بدون قصد و توجه علوم ثابت مىكند كه جهان ابتدايى داشته و به دين ترتيب ضرورت وجود خدا را ثابت مىكند ؛ چون هيچ شيء حادثى نمىتواند خود به خود حادث شود ، بلكه براى حدوث آن محرك نخستين يعنى خالق ؛ به عبارت ديگر خدايى لازم است ؛ علم نه تها حدوث عالم را ثابت مىكند ، بلكه روشن مىسازد كه دنيا در يك لحظه معينى در نتيجه يك انفجار بزرگ به وجود آمده است .